تبليغاتX
دوستی با فیزیک
اگر می خواهی خوشبخت باشی برای خوشبختی دیگران بکوش

 
ديوار صوتي

در اعصار آغازين دوران هوانوردي ابتدايي، هواپيما ها بيشتر با سرعت هاي بسيار پايين نسبت به هواپيما هاي امروزي پرواز مي كردند كه حتي به بيشتر از ۳۰۰ كيلومتر در ساعت نمي رسيد؛ در حالي كه چنين سرعتي، سرعت مطلوب براي تيك آف يا برخاست يك هواپيماي جنگنده امروزي است و رسيدن به چنين سرعتي، ابداً مستلزم تلاش بسيار و فشار آوردن بيش از حد به موتور نمي باشد.

 

اما رفته رفته، سرعت هواپيما ها حتي با موتورهاي پيستوني به گاه بالاي ۶۵۰ كيلومتر بر ساعت رسيده و از آن زمان بود كه دانشمندان علوم آيروديناميك دريافتند كه با افزايش سرعت، به تدريج ميزان پسا افزايش پيدا كرده و در سرعت معيني، ديگر هواپيما قادر به سرعت گرفتن نبوده، گاه نيز استال مي شوند.

 

در آن زمان، علت اين موضوع بدين گونه بيان شد كه با افزايش سرعت، به تدريج سرعت گردش انتها يا نوك پره هاي پروانه ي موتور، به سرعت صوت نزديك شده و سرانجام در حداكثر سرعت يك هواپيماي پيستوني كه حدود ۹۵۰ كيلومتر مي باشد، سرعت انتهاي پره ها از سرعت صوت گذشته و پسا يا درگ بسياري ايجاد مي شود كه خود مانع سرعت گرفتن بيشتر هواپيماست.

 

در چنين سرعت هايي، پروانه موتور هواپيماهاي پيستوني، نه تنها تراست يا نيروي كشش توليد نمي كند، بلكه در اثر سرعت بسيار زياد، تبديل به يك ديسك يا دايره توپر چرخنده مي شود كه جز ايجاد درگ و پسا، كار ديگري انجام نمي دهد.

 

آيروديناميست هاي آن زمان اين حد را يك محدوده سرعت يا همان ديوار صوتي در نظر گرفته و بسياري از آنان نيز بر اين عقيده بودند كه گذشتن از ديوار صوتي و پشت سر گذاشتن آن، كاريست غير ممكن؛ اما با ورود به عصر جت و پيشرفت علم آيروديناميك، همه ما شاهد هستيم كه اين كار براي جنگنده هاي امروزي كاري بس سهل و آسان است.

حال، پس بررسي تاريخچه آن، بهتر است به اصل موضوع بپردازيم و نخست، ببينيم كه خصوصيات صوت و ديوار صوتي چيست و چرا گذر از آن نيازمند قدرت و كشش و توانايي زيادي است.

 

صوت، در شرايط عادي (دما، فشار و … معمولي) در سطح دريا داراي سرعتي معادل ۳۳۲ متر بر ثانيه يا ۱,۱۹۵ كيلومتر بر ساعت مي باشد كه اين سرعت، با افزايش ارتفاع و كاهش فشار و تراكم هوا، كاهش يافته و در ارتفاعات بالاتر، صوت فواصل را با سرعت كمتري مي پيمايد.

 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و پنجم اسفند 1387ساعت 18:55  توسط تبسم  | 

یکی از رازهای پایدار علم نجوم درباره چگونگی شکل گیری ستاره های عظیم بدون وجود جریان خارجی هوا در ابرها، گازها و غبارهایی که عامل رشد آنها هستند با تلاش اخترشناسان کشف شد.

 

به گزارش خبرگزاری مهر ، این تحقیقات که در لابراتوار ملی لارنس لیور مور در دانشگاه کالیفرنیا به انجام رسیده است نشان می دهد که چگونه یک ستاره عظیم می تواند با وجود فشار جریان تشعشعی خارجی که از نیروی گرانشی بیشتر بوده و ماده را به درون می کشد، رشد کند.

این گروه تحقیقاتی با استفاده از شبیه سازی سه بعدی تشعشعات هیدرودینامیک دریافتند که این ستاره های عظیم در سیستم های ستاره ای چندگانه نیز به وجود می آیند. محققان طی بررسی فیزیک شکل گیری ستاره های حجیم دریافتند که ناپایداری های گرانشی می تواند عامل شکل گیری ستاره های همجوار در کنار ستاره های عظیم باشد.

به گفته محققان ستاره های عظیم نور شدیدی از خود ساطع می کنند به شکلی که فشار تشعشعی که این نور بر روی گازها و غبارهای اطراف خود وارد می آورد از جاذبه گرانشی موجود در این محیط بیشتر است، شرایطی که تا مدتها عامل جلوگیری از رشد ستاره های عظیم تصور می شد.

این گروه از متخصصان با صرف سالها زمان موفق به تولید رمزهای پیچیده رایانه ای به منظور شبیه سازی فرایند شکل گیری این ستاره ها شده و در نهایت دریافتند که فشار تشعشعی رشد ستاره های عظیم را بامحدودیت مواجه نمی کند.

بر اساس گزارش زی نیوز، به گفته اخترشناسان از گذشته فشار تشعشعی عاملی در توقف شکل گیری و رشد ستارگان عظیم به شمار می رفت اما نتیجه این بررسی ها نشان داد که ناپایداری گرانشی گازها را به درون سیستم ستاره ها راه داده که مشابه سپری در برابر تشعشعات عمل کرده و آنها را به شکل حبابهای نوری از سیستم ستاره ای خارج می کند.

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و سوم بهمن 1387ساعت 21:9  توسط تبسم  | 

 

 

کوچکترين ذره کوانتمي جهان در دانشگاه آلبرتا کانادا با استفاده از يک تک اتم سيليکون در ابعاد کمتر از يک نانو متر توليد شد.

ذرات کوانتمي داراي خواص غير عادي الکتروني هستند براي مثال اين ذرات توانايي جمع آوري و کنترل الکترونهاي لغزنده و سريع را خواهند داشت. اين خصيصه مي تواند تعامل ميان الکترونها را به منظور انجام محاسبات تحت کنترل آورد.

بر اساس مطالعات ارائه شده تا کنون استفاده از ذرات کوانتمي تنها در حرارت پايين ممکن بوده است اما ذرات جديد کوانتمي توانايي فعاليت در دماي اتاق را نيز خواهند داشت. دانشمندان بر اين باورند خصوصيات منحصر به فرد اين ذره مي تواند در ساختار تجهيزات الکترونيک تحولي بزرگ ايجاد کند.

به گفته محققان به دليل اينکه اين ذره کوانتمي در دماي اتاق نيز توانايي فعاليت را داشته و از مواد سيليکوني مشابهي که در رايانه هاي امروزي مورد استفاده قرار مي گيرند توليد شده است، مي توان اين مواد را در عملي کردن نظريه هاي تئوري محاسباتي مورد استفاده قرار داد.

بر اساس گزارش ساينس ديلي، ذرات ريز کوانتمي علاوه بر خصوصيات فوق از توانايي منحصر به فرد ديگري نيز برخوردارند. اين ذرات مي توانند الکترونهاي خاص را با استفاده از ميزان اندکي از انرژي تحت کنترل خود درآورند. اين خصوصيت در آينده و با قرار گيري در ساختار تجهيزات الکترونيکي مي تواند ميزان مصرف انرژي را به شيوه اي موثر کاهش دهد.

به گفته محققان ابداع اين ذرات خواهد توانست در آينده منجر به توليد سيستم هاي رايانه اي شود که ميزان مصرف انرژي آنها به ميزان باورنکردني پايين و در مقابل ميزان پردازش اطلاعات آنها تا حدي شگفت انگيز بالا خواهد بود.

 

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و یکم بهمن 1387ساعت 13:37  توسط تبسم  | 

امسال از سوي يونسكو و اتحاديه بين‌المللي نجوم و با تاييد مجمع عمومي سازمان ملل متحد، سال جهاني نجوم نامگذاري شده است.

اگرچه اهداف اين نامگذاري تلاش براي ارتقاي سطح علمي عموم مردم و آشنا كردن آنها با زيبايي‌ها و جذابيت‌هاي جهان است، اما بهانه‌اي كه باعث نامگذاري سال2009 به نام سال جهاني ستاره‌شناسي شده است، چهارصدمين سالگرد رصدهاي تاريخ‌سازي كه گاليله براي نخستين بار با كمك تلسكوپي دست‌ساز انجام داد و باعث بروز انقلابي بزرگ نه تنها در زمينه دانش ستاره‌شناسي شد كه كمك شاياني به پيشرفت جنبش رنسانس و تغيير زندگي انسان براين سياره و درك او از جايگاهش كرد. اگرچه امسال به نوعي بزرگداشت گاليله به شمار مي‌رود و جهان با ياد او كه پايه‌هاي نجوم تلسكوپي و مدرن را بنياد گذاشت، برنامه‌هاي اين سال را به پيش مي‌برند، اما گويي گروهي از دانشمندان در اين سال تصميم گرفته‌اند آرامش گاليله را بر هم بزنند. اين گروه از پژوهشگران در تلاشند با بررسي DNA گاليله درباره احتمال ضعف بينايي او در دوره ميانسالي مداركي معتبر به دست آورند. به اين ترتيب ممكن است برخي رصدها و گزارش‌هاي گاليله مورد شك و ترديد قرار گيرد، اما آنچه جايي براي ترديد ندارد، نقش موثر و تاريخي گاليله در شكل‌دهي دانش نجوم معاصر است.

اگر بخواهيم از ميان كساني كه در نوزايي علمي اروپا و پايان دادن به دوران تاريك قرون وسطي، نقش مهم و تاريخ‌ساز ايفا كردند و پايه‌هاي علم نوين و مدرن را استحكام بخشيدند، يكي را به عنوان چهره‌اي موثر و نقش‌آفرين و محبوب ميان مردم نام ببريم، ناچاريم انگشت اشاره را به سوي گاليلئو گاليله، نشانه رويم.

 فيزيكدان، ‌ستاره‌شناس،‌ فيلسوف و رياضيدان برجسته‌اي كه با رصد تلسكوپي آسمان نه‌تنها فصل جديدي در ستاره‌شناسي تجربي آغاز كرد كه توانست پايه‌ باورهاي مربوط به سيستم زمين مركزي را با روشي تجربي در هم بريزد و خشم كليساي كاتوليك را آنچنان برانگيخت كه او را به دادگاه‌هاي تفتيش عقايد كشيدند و اگرچه در پي اعتراف دروغين او، به اشتباه در رفتارش او را مانند ديگر دانشمندان پيشرو زمان خود نسوزاندند، اما او تا آخر عمر در حبسي خانگي قرار گرفت و تنها در دهه 1990 بود كه پاپ ژان پل دوم، او را مورد عفو قرار داد. به اين ترتيب داستان گاليله و كليسا به نمادي تاريخي از مقابله قرون وسطي و رنسانس بدل شد.

دانش ستاره‌شناسي يكي از ميدان‌هاي اصلي مقابله دانش نوين و آزادانديشان دوره رنسانس و سنت كليسايي بود. جايي كه سنت بطلميوسي كليسا تحت فشار ايده‌ها و دستاوردهاي جديد علمي زير سوال مي‌رفت و نظريه قديمي زمين مركزي، از سوي افرادي چون كپرنيك و گاليله به چالش كشيده مي‌شد.

آنها زمين را از مركزيت عالم بيرون مي‌انداختند و آن را سرگردان در اطراف ستاره‌اي معمولي به نام خورشيد مي‌دانستند.

چنين ايده‌اي خطرناك و تحمل‌ناپذير ارزيابي مي‌شد و كليسا مي‌انديشيد كه مبادا انتشار چنين عقيده‌اي جايگاه مركزي و محوري كليسا را نيز با چالش مواجه كند.

گاليله كه 400 سال پيش، با كمك رصدهاي تلسكوپي خود شواهد دقيقي براي رد نظريه زمين مركزي به دست آورده بود، به دليل نگراني از رفتار كليسا، تحقيقات خود را تا زماني كه يكي از دوستانش به نام پاترن باربرياني با نام اوربان هشتم به مقام پاپي رسيد، منتشر نكرد؛ اما دوستي با پاپ هم نتوانست گاليله را از چنگال دادگاه تفتيش عقايد دور نگاه دارد و داستان معروف تعقيب،‌ محاكمه و آزار گاليله سندي از روابط خشمگينانه كليسا و دانش مدرن را رقم زد. اين داستان هيچ‌گاه به پايان نرسيد و آخرين برگ آن، ممانعت دانشجويان و استادان دانشگاه ونيز از حضور و سخنراني پاپ بنديكت شانزدهم در دانشگاه رم شدند.

اما نقش گاليله فقط در بالا بردن مبارزه ميان سنت قرون وسطي و دانش مدرن نبود. بلكه دستاوردهاي علمي و نجومي آن به خودي خود سنگ‌بناي دانش نجوم جديد را گذاشت.

 او با شنيدن خبر ساخت ابزاري توسط يك عينك‌ساز هلندي به نام شيپرلي كه توانسته بود از تركيب 2 عدسي، ابزاري بسازد كه قادر به بزرگنمايي تصوير است،‌ سال 1609 نمونه چنين دستگاهي را ساخت و به جاي آن‌كه از آن براي رصد مناظر زميني استفاده كند، دهانه آن را به سوي آسمان گرفت و توانست نگاه دقيق تري به اجرام كيهاني بيندازد. او توانست لكه‌هايي بر سطح خورشيد،‌دهانه‌هاي برخوردي ماه، ‌اهله سياره زهره،‌اقمار مشتري و برجستگي‌هايي اطراف سياره زحل پيدا كند و با ثبت اين مشاهدات و تحليل مشاهداتش به مدركي تجربي و عيني از اشتباه بودن فرضيه زمين مركزي و صحت ديدگاه خورشيد مركزي دست يافت كه ضربه‌اي جبران ناپذير به باورهاي آن دوران وارد كرد.

با وجود اين، زندگي گاليله هم مانند بسياري از افراد برجسته ديگر در هاله‌اي از ابهام و داستان‌هاي عجيب و غريب پيچيده شده است. يكي از اين موارد، به اين موضوع بر مي‌گردد كه آيا گاليله نخستين رصدگر تلسكوپي آسمان بوده است يا خير؟

در سال جهاني نجوم كه به ياد رصدهاي تاريخ‌ساز گاليله برگزار مي‌شود، گروهي از دانشمندان درصدد آزمودن ژنتيك سلامت گاليله هستند

تا كنون چند نفر در رده نامزدهاي رصدهاي آسمان با فاصله‌اي چند ماهه از گاليله قرار دارند كه پژوهشگران در حال بررسي زندگي آنها هستند تا شايد بتوانند با قطعيت بيشتري در اين باره اظهار نظر كنند.

اما مورد جالب ديگر، موضوع سلامت جسمي گاليله است كه با داستان‌هاي زيادي همراه شده است.

اخيرا گروهي از دانشمندان ايتاليايي و انگليسي درخواست نبش قبر گاليله را مطرح كرده‌اند تا بتوانند با استفاده از آزمايش‌هاي ژنتيك پاسخي در باره مساله بيماري بينايي گاليله به دست آورند.

پائولو گالوزي، ‌مدير موزه تاريخ علم فلورانس در اين باره به رويترز گفته است،‌ چنانچه ما بتوانيم به داده‌هايي درخصوص ضعف‌هاي جسمي گاليله دست پيدا كنيم، خواهيم توانست با كمك شبيه‌سازي‌هاي رايانه‌اي، ‌آنچه را او توانسته از دريچه تلسكوپ كوچكش ببيند، بازبيني كنيم. بر اساس شواهد تاريخي، گاليله در نيمه دوم زندگي‌اش با مشكل كم‌بيني مواجه بود به طوري كه عملا در آخرين سال‌هاي زندگي‌اش نابينا شده بود.

دكتر واتسن از دانشگاه كمبريج كه متخصص در زمينه زندگي و آثار گاليله است و صفحات بسياري از دستنوشت‌هاي او را مورد بررسي و تحقيق قرار داده است، ‌در اين باره مي‌گويد: ‌مسلم است كه در دوره‌اي از طول زندگي گاليله وي ديد بسيار مناسبي داشته و در دوره‌اي ديگر دچار ضعف جدي بينايي بوده، اما دليل اين آسيب مشخص نيست.

به گفته واتسن، برخلاف آنچه تاكنون درباره اين ضعف بينايي مطرح مي‌شد و آن را به رصدهاي گاليله از خورشيد و بدون استفاده از فيلتر نسبت مي‌دادند كه اثرات طولاني مدتي بر بينايي وي باقي گذاشته است، اما به نظر مي‌رسد مشكل گاليله به بيماري ژنتيك ديگري باز مي‌گردد. چرا كه بر اساس مشاهدات تاريخي، گاليله دوره كوتاهي نيز در جواني به دليل حمله همين بيماري، دچار ناشنوايي موقت شده بود.

به گفته اين پژوهشگران، احتمال دارد منشأ اين ناراحتي بيماري ژنتيكي باشد كه بر اثر حمله‌هاي ناشي از فشارهاي عصبي افزايش پيدا مي‌كرده و از جمله در سال‌هاي پاياني زندگي گاليله و زماني كه او تحت فشارهاي دادگاه‌ها تفتيش عقايد دوره پراسترسي را سپري مي‌كرده است، شدت آن افزايش يافته باشد.

در حال حاضر، اين دانشمندان در انتظار صدور اجازه نبش قبر گاليله هستند تا بتوانند به مدارك دقيق‌تري در اين زمينه دست يابند، مداركي كه اگرچه جزئيات زندگي گاليله را تغييرخواهد داد، اما ضربه‌اي به جايگاه ارزشمند وي وارد نخواهد كرد

منبع: جام جم انلاین

+ نوشته شده در  یکشنبه بیستم بهمن 1387ساعت 13:30  توسط تبسم  | 

 

 

سرانجام پس از سالها  مطالعه ، بررسی و تلاش پیگیرانه ی متخصصان ایرانی ، این کشور به خانواده کشورهای فضایی پیوست و از این پس ایران را باید جزو معدود کشورهایی دانست که توانایی سفر مستقل  به خارج از جو زمین را داراست .

 

روز سه شنبه 15 بهمن 1387 روزی بود که موشک ماهواره بر سفیر 2  نخستین ماهواره  ساخت داخل کشور   ' ماهواره امید '  را راهی فضا کرد و هم اکنون این ماهواره کوچک ولی ارزشمند در مدار بیضی شکل خود بدور زمین در حال گردش است . و در هر شبانه روز 15 بار از فراز ایران زمین عبور خواهد کرد .

 

مشخصات فنی ماهواره :

 

ماهواره : مخابراتی

 

ابعاد کلی ماهواره در حالت بسته : 40 X 40 X 40 سانتیمتر

 

وزن : 27 کیلوگرم

 

باند فرکانس : UHF

 

 

اين پروژه از پانزدهم اسفند ماه سال 1384 آغاز گرديد و طي 2 سال آماده انجام تستهاي مشترك شد.قطعاً يكي از گلوگاه هاي هر پروژه براي كشوري كه تجربه قبلي آن را نداشته باشد، طراحي سامانه‌اي آن خواهد بود و با توجه به ماهيت پيچيده پروژه‌هاي فضايي، حساسيت طراحي سامانه‌اي آن دو چندان خواهد بود.از نقاط بسيار برجسته اين پروژه اين است كه طراحي سامانه‌اي ماهواره اميد بصورت كاملاً بومي توسط متخصصان داخلي انجام شده است.

 

 

دستيابي به تجربه طراحي سامانه اي يك پروژه فضايي خود به تنهايي از موفقيتهاي بسيار بزرگ اين پروژه مي‌باشد و اين دستاوردي است كه آهنگ حركت پروژه هاي آتي را بسيار سريع خواهد نمود.طراحي سامانه‌اي ماهواره اميد با توجه به شرايط و امكانات داخلي طي سه ماه نهايي گرديد و پس از آن طراحي اوليه زيرسامانه‌هاي ماهواره با هدف تعيين مشخصات كليدي و تفصيلي هر كدام آغاز گرديد.هدف از اين مرحله (طراحي زيرسامانه‌ها) رسيدن به مرحله ساخت نمونه‌هاي آزمايشگاهي هر يك از زيرسامانه‌ها بود تا بتوان طراحي انجام شده را بصورت آزمايشگاهي مورد ارزيابي قرار داد.البته اتمام اين مرحله به معني نهايي شدن طراحي نبود و كليه مشخصات طراحي در مراحل بعدي پروژه و توسط آزمايش‌هاي مختلف مورد ارزيابي قرار گرفت و اصلاحات مورد نياز در طراحي اعمال گرديد.در واقع مرحله طراحي تفصيلي زيرسامانه‌ها تا مراحل پاياني پروژه ادامه داشته است. در مرحله ساخت نمونه آزمايشگاهي، كليه اشكالات و اصلاحات عملكردي ناشي از طراحي اوليه مشخص و مورد بررسي قرار گرفت و با توجه به آخرين اصلاحات بدست آمده، مرحله ساخت نمونه مهندسي ماهواره آغاز گرديد.

 

هدف در اين مرحله، دستيابي به يك نمونه كامل ماهواره از لحاظ مشخصات فيزيكي و عملكردي بوده است.در اين مرحله فارغ از تحمل ماهواره در برابر شرايط محيطي، عملكرد قسمتهاي مختلف بصورت مجزا و كل ماهواره بصورت تجميعي مورد بررسي قرار گرفت.با توجه به عدم تجربه قبلي كشور در خصوص انجام تستهاي مورد نياز يك محصول فضايي، تلاشهاي ارزشمندي در خصوص شناسايي و يا تجهيز امكانات داخلي براي انجام چنين تستهايي صورت پذيرفت.تست نمونه مهندسي ماهواره توانست شرايط كار را براي ساخت نمونه پروازي هموار سازد. تست‌هايي كه براي نمونه پروازي ماهواره در نظر گرفته شده بود، مطابق استانداردهاي معتبر فضايي و با توجه به شرايط داخلي كشور تنظيم شده بود.

 

  

بدون شک این پروژه میتواند آغاز گر فعالیت های جدی ایران در خصوص دانش فضا باشد و باید منتظر  فعالیتهای چشمگیر تری از سوی دانشمندان و متخصصین ایرانی در آینده ای نزدیک بود .

 

با تشکر از نجوم پارسی ایران

+ نوشته شده در  جمعه هجدهم بهمن 1387ساعت 13:29  توسط تبسم  | 

 

 

« آپوفیس» نام سنگ بزرگ آسمانی است که در سال 2036 میلادی از 37 هزار کیلومتری زمین عبور خواهد کرد . نوشته اند : احتمال این که این سنگ با زمین بر خورد کند بسیار کم است ولی با این که به نظر احتمال کمی دارد ، خطر برخورد آنرا با زمین نباید کم اهمیت شمرد .

 

به خاطر اینکه مسیر سنگ های آسمانی به علت انرژی خورشیدی به صورت مدام تغییر می کنند. به این دلیل گروهی از دانشمندان حمایت سازمان ملل را برای ماموریت نجات زمین جهت پیدا کردن راه حلی برای جلوگیری از برخورد این سنگ با زمین خواستار شدند . دانشمندان می خواهند با پرتاب یک فضا پیمای بزرگ به فضا بتوانند با استفاده از نیروی جاذبه ای ، مسیر آن را تغییر دهند . این طرح حدود 300 میلیون دلار هزینه در بر خواهد داشت . « راسل شو یکارت» یکی از فضا نوردان ماموریت آپولو گفت: اگر کشف کنیم که مسیر این سنگ رو به زمین است کاری نمی توان انجام داد زیرا تلاش جهت نابود کردن آن نیز با یک بمب اتمی میتواند باعث ایجاد مقدار زیادی خرده سنگ که به سطح زمین خواهد بارید ، شود . اگر این سنگ آسمانی به زمین بیفتد ، آسمان ماه ها تیره خواهد شد و درجه حرارت آن پایین خواهد آمدو در صورت سقوط در آب نیز باعث به وجود آمدن « تسونامی » بسیار بزرگی خواهد شد .

+ نوشته شده در  دوشنبه شانزدهم دی 1387ساعت 16:16  توسط تبسم  | 

 

 

مي گويند گاوس، رياضيدان بزرگ آلماني وقتي خبر از مشاهده سياره هشتم در منظومه شمسي داد، هگل، فيلسوف پرآوازه هموطنش، در اعتراض و تمسخر پاسخ داد چنين چيزي از محالات است. ساختار منظومه شمسي با هفت سياره به كمال خود رسيده و وجود سياره هشتم قابل تصور نيست!

استيلمن دريك ، استاد ممتاز تاريخ علم در دانشگاه تورنتوي كانادا و نويسنده كتاب مشهور «زندگي نامه علمي گاليله» معتقد است از آنجا كه فلسفه به مثابه رويكردي به تبيين جهان، به لحاظ ترتيب زماني ميان دين و علم مي نشيند، پس طبيعي است كه فلسفه در ابتدا دنباله رو دين و راهبر علم بوده باشد. دريك در بررسي اين اپيزود تراژيك از سرگذشت علم، فرآيند استقلال فرزند معنوي فلسفه _ يعني علم _ را در كانون تحليل هاي خويش قرار مي دهد. او گاليله را سرآغاز اين زايش دردناك مي داند.

گاليلئو گاليله اي ( 1564 ــ 1942 ) بزرگ ترين فرزند خانواده بود و شش خواهر و برادر داشت. پدرش موسيقيداني بااستعداد بود. گاليله تحصيلاتش را در مدرسه اي در فلورانس آغاز كرد و سپس به دانشگاه پيزا رفت. سال ها بعد در يادداشتي نوشت كه از همان ابتداي فراگيري فلسفه طبيعي ارسطو در اينكه سرعت سقوط اجسام واقعا متناسب با ابعاد آنها باشد، ترديد داشته است. او ديده بود كه دانه هاي تگرگ با اندازه هاي بسيار متفاوت با آنكه همه سقوط را تقريبا از يك ارتفاع و همزمان آغاز كرده اند با هم به زمين مي خورند. گاليله در جلساتي به اصول اقليدس علاقه مند شد، در نتيجه به رغم خواست پدر براي اتمام دوره پزشكي، رياضيات و فلسفه خواند و در سال 1585 بي آنكه درجه اي كسب كرده باشد دانشگاه را رها كرد.

پس از ترك دانشگاه چند سالي به تدريس خصوصي رياضيات پرداخت و در 1586 نخستين رساله علمي خود را درباره تعادل هيدروستاتيكي نوشت. در اواخر سال 1587 روش هوشمندانه و مفيدي براي تعيين مركز ثقل بعضي جامدات كشف كرد كه از ارشميدس فراتر مي رفت و آوازه گاليله را به خارج از ايتاليا مي رساند. در سال 1588 آكادمي فلورانس از گاليله دعوت كرد تا درباره محل، ابعاد و طبقات جهنم، چنان كه در دوزخ دانته آمده بود، براي اعضاي آكادمي سخنراني كند. در سال 1589 به كرسي استادي رياضيات دانشگاه پيزا دست يافت.

گاليله تفاوت اساسي رهيافت ارسطويي با روش خودش را در آخرين كتابش چنين توضيح داده است:

ارسطو مي گويد كه گلوله اي به وزن صد پوند كه از ارتفاع صد زراع رها شده باشد قبل از اينكه گلوله اي يك پوندي به اندازه يك زراع سقوط كند به زمين مي رسد. من مي گويم كه هر دو گلوله همزمان به زمين مي رسند. شما اگر آزمايش كنيد خواهيد ديد كه گلوله بزرگ تر در انتهاي مسير فقط دو بند انگشت از گلوله كوچك تر جلو افتاده است. حالا شما مي خواهيد نود و نه زراع ارسطو را پشت اين دو بند انگشت پنهان كنيد.

دشمنان نوآوري حتي كوچك ترين اشتباه مرا به خطاي كبيره تعبير مي كنند، چنان كه گويي آدمي بهتر است هم رنگ جماعت به خطا برود تا آنكه يك تنه راه استدلال درست را بپيمايد.

در قبال نظريه كپرنيك به نقل از يكي از دوستانش مي گويد: انجيل به ما مي گويد كه چگونه به سوي عرش اعلي حركت كنيم نه آنكه عرش اعلي خود چگونه حركت مي كند.


با تشکر از خانم معصومه نوروزی


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه یازدهم دی 1387ساعت 19:36  توسط تبسم  | 


 

 

همانطور كه ميدانيد ليزرها در ماموريت هاي فضائي استفاده هاي جديدي پيدا كرده اند . براي بررسي يك موضوع خاص ليزرها ميتوانند در وسيله اي به نام طيف سنج مورد استفاده قرار بگيرند . يكي از كاربردهاي طيف سنج استفاده از آن براي تشخيص تركيبات شيميائي به وسيله نور است . براي مثال وقتي پرتوي نوري از ميان يك گاز عبور ميكند گاز مورد نظر بر طول موج آن اثرهاي خاصي ميگذارد .براي مثال گازهاي زيادي هستند كه طول موج هاي مختلفي از نور را در خود جذب ميكنند . بنابراين نور عبور كرده از گاز ميتواند يك انگشت نگاري منحصر به فرد از آن گاز باشد . (بنابراين به كمك طيف سنج ميتوانيم به تشخيص نوع گاز مورد نظر بپردازيم )

مثلا وقتي يك طيف سنج نور خورشيد از بالاي يك شهر را جذب ميكند ميتواند تشخيص بدهد كه هواي يك شهر شامل چه گازهائي است يا ميزان آلودگي هواي آن شهر را تشخيص و بررسي كند . يك نوع طيف سنج ليزري مخصوص وجود دارد كه ميتواند به همه طرف پيش روي كند و ميزان دقيق گاز موجود را اندازه بگيرد . (به نظر شما ) مثلا اين وسيله چه طوري ميتواند آثار حيات روي مريخ را جست و جو كند؟
بله درست است ... يكي از راهها براي جست و جوي حيات گاز متان است . متان گازي است كه توسط موجودات زنده مثل باكتري ها ساخته ميشود . حتي مقدار كمي از متان بر روي مريخ ميتواند به اين معني باشد كه برخي موجودات زنده در آن به خوبي و خوشي زندگي ميكنند .

قابل گفتن است كه دانشمندان طيف سنج هاي مخصوص را به عنوان قسمتي از يك مريخ نورد يا مامور سيار به مريخ ميفرستند . دانشمندان بر اين باورند كه متان و فقط متان است كه يك طول موج مخصوص از نور را جذب ميكند ... بنابراين مانند تنظيم صدا در يك ايستگاه راديوئي دانشمندان نيز طيف سنجهاي ليزري خود را روي آن طول موج مخصوص تنظيم ميكنند .

ليزر طيف سنج با پرتوي خود يك سنگ را در فاصله دوري از مريخنورد نشانه گيري ميكند و پرتوي خود را روي آن مي اندازد اين پرتو با فشار از ميان هواي مريخ عبور كرده و به سنگ برخورد ميكند و سپس باز ميگردد اين پرتوي برگشتي به چشم طيف سنج باز ميگردد . اگر در برگشت نور ليزر ساتع شده از سنگ نسبت به حالت قبل ضعيف تر شده باشد به اين معني است كه متان موجود در هواي مريخ مقداري از انرژي اين پرتو ليزر با طول موج مخصوص را جذب كرده است و مقدار انرژي جذب شده توسط متان نشان دهنده ميزان متان موجود است .

يك ليزر مخصوص :

ناسا در حال فرستادن يك طيف سنج ليزري مخصوص به مريخ در سال 2009 است كه طيف سنج ليزري تنظيمي نام دارد . اين طيف سنج يكي از ابزارهاي مريخ نورد سيار " آزمايشگاه علمي مريخ " خواهد بود .
در اين طيف سنج از سه نوع ليزر استفاده شده است . اين طيف سنج براي طول موج هاي مشخصي براي تشخيص گازها استفاده ميشود .مانند گاز متان . اين طيف سنج بسيار كوچك و سبك و حساس است . و ميتوان گفت كه اين طيف سنج وسيله اي ايده آل براي ماموريت هاي فضائي به مريخ و ساير سيارات خواهد بود .

از اين طيف سنج در كره خاكي خودمان هم ميتوانيم استفاده كنيم :
-- كمك كردن به پزشكان براي تشخيص بيماري ها
-- قسمتي از سيستم هاي كنترلي گردشي براي جلوگيري از تصادفات اتومبيل ها

+ نوشته شده در  چهارشنبه یازدهم دی 1387ساعت 19:13  توسط تبسم  | 

 

 

 

سلسیوس 

 

دانشمند سوئدی ، در خانواده ای عالم دیده چشم به جهان گشود . پدر و پدر بزرگش ریاضی دان و عمویش گیاه شناس بودند . وی پدیده شفق شمالی را مورد مطالعه قرار داد و نتایج 316 رصد مربوط به شفق شمالی را که به وسیله او و دیگران انجام گرفته بود در سا ل 1112/1733 منتشر کرد و حتی در یک هیئت اکتشافی که دولت فرانسه تشکیل داده بود ، شرکت کرد . او در سا ل 1109/1730 استاد نجوم دانشگاه اوپسالا شد و در سا ل

1119/1740 به سر پرستی رصد خانه ی نوین بزرگی که در نورمبرگ ساخته شده بود منصوب گردید و اندکی بعد، در جوانی چشم از جهان فرو بست.

 

  تامسون

 

 در شهر منچستر انگلستان متولد شد . تامسون در چهارده سالگی وارد کالج منچستر و در بیست سالگی وارد کمبریج شد و تا پایان عمر در همان جا باقی ماند . تامسون با پژوهش هایی در مورد تخلیه تخلیه الکتریکی در گاز های رقیق موفق شد انحراف پرتو های کاتودی را در میدان الکتریکی ثابت کند و نشان دهد که ذرات تشکیل دهنده پرتو های کاتودی به مراتب کوچک تر از اتم هستند و به این ترتیب تامسون به پهنه ی ذرات زیر اتمی گام نهاده بود و از این لحاظ او را کاشف الکترون می دانند .   

 

 فرانکلین

 

 دانشمند ، دولت مرد و مخترع آمریکایی. هر چند اغلب از فرانکلین به خاطر آزمایش های خطر ناکش با بادبادک در رعد و برق یاد می کنند ، که نشان می دهد آذرخش پدیده ای الکتریکی است و به خاطر اختراع میله های برقگیر اما فرانکلین در زمینه مطالعات تجربی و نظری الکتریسیته نیز کار های مهمی کرده است . انجمن های علمی پیشگام اروپایی وی را تحسین می کردند و پاس می داشتند

 

  آمپر

 

 دانشمند فرانسوی در دهکده ای نزدیک شهر لیون به دنیا آمد . چون در آن دهکده مدرسه ای نبود ، آمپر به خود آموزی پرداخت . پدر او به هنگام انقلاب فرانسه محکوم به اعدام شد و این امر زندگی آمپر را عمیقا تحت تاثیر قرار داد. آمپر بعد ها استاد ریاضیات در دانشگاه پاریس شد و در تکامل علوم فیزیک ، ریاضیات و فلسفه سهم بسزایی ایفا کرد .                                                                                          

+ نوشته شده در  چهارشنبه یازدهم دی 1387ساعت 17:27  توسط تبسم  | 

 

img/daneshnameh_up/2/2b/Solarsystem.jpg

 

منظومه شمسی می تواند 13 سیاره داشته باشد!

یک سیاره شناس آمریکایی تعریف جدیدی را برای سیارات ارائه کرده است که براساس آن منظومه شمسی می تواند در کل از 13 سیاره تشکیل شده باشد.

به گزارش خبرگزاری مهر، مارک سایکس مدیر موسسه علوم سیاره ای آمریکا در تعریف جدیدی که از سیاره ارائه کرده اظهار داشته است که هر جرم آسمانی غیر ستاره ای که به اندازه ای جرم داشته باشد که بتواند در اطراف یک ستاره چرخش کند سیاره است.

برپایه این تعریف جدید، کوچکترین سیاره شناخته شده منظومه شمسی می تواند جرم آسمانی "سرس" و بزرگترین آن جرم آسمانی باشد که در نوار شهابی میان سیارات مریخ و مشتری واقع شده است.

براساس گزارش Space Ref، این تعریف جدید از اجرام سیاره ای کاملا با تعریفی که در حال حاضر از شهاب سنگهای با شکل کوچک و نامنظم و همچنین ستاره های دنباله دار وجود دارد متفاوت است.

در حقیقت منظور این دانشمند از سیاره، تمام اجرام آسمانی در اندازه های پلوتون و خرده سیاره های دیگری است که در طول جهان پراکنده شده اند و به خصوص سیاراتی که در محدوده منظومه شمسی قرار دارند و هنوز کشف نشده اند.

اظهارات جدید این دانشمند در شرایطی ایراد شده است که اتحادیه بین المللی نجوم(IAU)  در سال 2006 طبقه بندی جدیدی برای اجرام آسمانی منظومه شمسی ارائه کرد که براساس آن تنها 8 سیاره در این منظومه وجود دارند و سیاره پلوتون و گروه دیگری از اجرام آسمانی اطراف سیاره نپتون که در آینده ممکن است کشف شوند خرده سیاره نامیده می شوند.

 

هچنین این اتحادیه در حدود سه ماه قبل اصطلاح جدیدی با عنوا
 
 

 
ن "پلوتوئیدها" (plutoids) را برای گونه ای از اجرام آسمانی منظومه شمسی برگزید. این اصطلاح جدید در مورد تمام اجرام حاضر در فراسوی مدار سیاره نپتون استفاده می شود که ویژگیهای مشابه پلوتون آخرین سیاره سابق منظومه شمسی را دارند.

در این راستا خرده سیاره پلوتون و اریس در این گروه جای گرفتند و ماه گذشته نیز یک پلوتوئید جدید با عنوان "میک میک" (Makemake) کشف شد و در این گروه طبقه بندی شد.

این درحالی است که اکنون برپایه تعریف این ستاره شناس منظومه شمسی می تواند از 13 سیاره با عناوین عطارد، زهره، زمین، مریخ، سرس، مشتری، زحل، اورانوس، نپتون، پلوتون، کارن، اریس و میک میک تشکیل شده باشد.

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و هشتم آذر 1387ساعت 13:13  توسط تبسم  | 

 

 

img/daneshnameh_up/3/36/PH_S_CH_01.jpg

تابش هاوكينگ يك فر آيند نظري است كه بر اساس آن سياهچاله ها ممكن است به هيچ ، تبخير شوند . از آنجا كه شواهد تجربي براي اثبات اين موضوع وجود ندارد وابهامات جدي در مورد پايه هاي نظري اين فرآيند وجود دارد ، در اين كه آيا تابش هاوكينگ مي تواند موجب تبخير سياهچاله ها شود يا نه ، جاي شك و ترديد باقي است.

 

بر اساس نظريه مكانيك كوانتومي ، حتي خالي ترين فضاها هم كاملا خالي نيستند! بلكه دريايي از انرژي هستند با نوسان هايي موج مانند.ما نمي توانيم مستقيما اين درياي انرژي را مشاهده كنيم.،زيرا هيچ سطح انرژي پايين تر از سطح انرژي آنها وجود ندارد كه بتوانيم اين انرژي را با آن مقايسه كنيم.مطابق با اصل عدم قطيعت هايزنبرگ ، اين امكان وجود ندارد كه بتوانيم مقدار حقيقي هر جسمي را متوجه شويم . اين مساله بيشتر مربوط به زماني است كه با مقدار هاي كوچك سرو كار داريم . نوسانات موجود در اين دريا ، جفت هايي از ذرات را توليد مي كنند . كه يكي از آنها ماده وديگري ضد ماده است (نظريه ي نسبيت خاص، برابري ماده وانرژي را اثبات مي كند يعني ماده مي تواند به انرژي تبدبل شود و بالعكس ) . به طور معمول هر كدام از اين ذرات به زوج هاي جفت ضد خود برخورد مي كنند و دوباره به انرژي تبديل مي شوند ودر كل بين ماده وانرژي تعادل برقرار مي شود.

 

بر اساس نظريه ي تابش هاوكينگ ، چنان چه يكي از اين جفت ذرات درنزديكي افق رويداد يك سياه چاله ايجاد شود ؛ پيش از آنكه برخوردي بين آنها رخ بدهد ، اين احتمال وجود دارد كه يكي از اين دو ذره به درون سياهچاله سقوط كند و ديگري از آن بگريزد . از ديد يك ناظر خارجي ، سياهچاله فقط يك ذره از خود تابش كرده است و بنابراين اندكي از جرم خود را از دست داده است.

 

اگر نظريه ي تابش هاوكينگ درست باشد ، انتظار مي رود تنها سياهچاله هاي بسيار كوچك از اين طريق تجزيه شوند . به عنوان مثال يك سياهچاله با جرم ماه به همان اندازه كه به وسيله ي تابش هاوكينگ ، جرم از دست مي دهد ، از طريق تابش پس زمينه ي مايكروويو كيهاني ، انرژي (و در نتيجه اصل برابري ماده – انرژي ، ماده)به دست مي آورد . بنابر اين سياهچاله هاي بزرگتر ، انرژي كه كوچكترين سياهچاله اي كه در حال حاضر به صورت طبيعي مي تواند شكل بگيرد ، جرمي 5 برابر جرم خورشيد دارد ، لذا سياهچاله بايد به مراتب جرمي بيشتر از جرم ماه زمين داشته باشند و تابش هاوكينگ نمي تواند روي آنها تاثير گذار باشد.

 

با گذشت زمان ، تابش پس زمينه مايكروويو كيهاني ضعيف تر مي شود و در نهايت آن قدر ضعيف مي شود كه تابش هاوكينگي كه سياهچاله از خود ساطع مي كند ، از انرژي اي كه از تابش پس زمينه ي مايكروويو كيهاني به دست مي آورد ، بيشتر مي شود . در نتيجه ، از طريق اين فرآيند حتي بزرگترين سياهچاله ها هم تبخير خواهند شد ، ولي اين تبخير شدن ممكن است بيش از 600^10 سال به طول بيانجامد.

 

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و هشتم آذر 1387ساعت 13:8  توسط تبسم  | 

 

 

کهکشان راه شیری را می توان در تابستان و پاییز به خوبی در آسمان مشاهده کرد. امروزه می دانیم که این کهکشان از ستارگان بیشماری تشکیل شده است. بدیهی است که اجداد ما نیز هزاران سال پیش به وجود این نوار نقره ای در آسمان پی بردند. بسیاری از اقوام باستان بر این باور بودند که این نوار راهی است که در گذشتگان با عبور از آن به جهان دیگر مهاجرت می کنند. اقوامی دیگر اعتقاد داشتند که این نوار پدیده ای الهی است که شب ها خود را محافظانه بر روی جامعه بشریت می گستراند.

 

بدیهی است که هرکول نیز ، با کهکشان راه شیری ارتباط داده شود . می گویند خداوند «هرمس» در ماموریتی از جانب زئوس هرکول نوزاد را بر سینه ی الهه «هرا» که خفته بود گذاشت . نوزاد با تغذیه از این شیر خدایی چنان قوی و قدرتمند شد که در میان فناپذیران مثل و مانند نداشت. وقتی که هرا از خواب بیدار شد ، هرکول کوچک را با شدت و سرعت از سینه خود جدا کرد ، شیر او تا دور دست ها پاشید و راه شیری را به وجود آورد .

 

صورت فلکی چیست؟

خورشید های همسایه آن قدر دور اند که طول عمر انسان برای نظاره حرکات آنها نسبت به یکدیگر با چشم کافی نیست . چنین به نظر می آید که آن ها در گنبد آسمان محکم میخ شده اند یا ثابت اند و به این خاطر بر خلاف سیاره ها که متحرک اند «ثوابت » خوانده می شوند . وضعیت آن ها در آسمان نسبت به یکدیگر ، همواره شکل ها و انگاره های ثابتی را می سازند که به آنها «صورت فلکی » می گویند . این صورت های فلکی در زمان مصریان باستان ، بابلی ها و یونانیان قدیم نیز همانگونه به نظر می آمدند که امروزه دیده می شود .

 

 پیشینیان ما هزاران سال پیش آنها را با دقت نظاره می کردند و نام خدایان ، قهرمانان و جانوران را به آنها می دادند . بسیاری از صورت های فلکی از قبیل عقرب (کژدم) یا اسد (شیر) خود گویای آن هستندکه چرا چنین نام گرفته اند ، ولی در برخی دیگر از صورت های فلکی به زحمت می توان رابطه ای میان شکل و نام آنها یافت . امروزه 88 صورت فلکی را می شناسیم . مانند: میزان ، هرکول ، قوس ،کلب اکبر ، کلب اصغر ،جدی ، جبار ، ...

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و هشتم آذر 1387ساعت 12:59  توسط تبسم  | 

 

 img/daneshnameh_up/c/c0/shafagh1.JPG

شاید تا به حال درباره شفق قطبی شنیده و یا در فیلم دیده باشید. واقعا این نور های عجیب که سالیان سال ساکنان قطبی را حیرت زده می کردند چیستند؟ به عقیده بومیان آنجا، این نور ها ارواح گذشتگان آنها هستند که گهگاه به وطنشان باز می گردند ، و البته عقیده های دیگر . ولی  آنقدر عجایب خلقت زیادند که تا آخرین روز های عمر زمین هنوز کشف نشده باقی می مانند . واقعا خدا با این عجایب و زیبایی ها چه چیزی را می خواهد به ما نشان دهد. شاید این باشد که به عادت ها گرفتار نشویم و معجزه های اطرافمان را خوب ببینیم و بیندیشیم و به قدرت او پی ببریم. شفق های قطبی یکی از طبیعی ترین و زیبا ترین پدیده های جو زمین است . پدیده ی مزبور عبارت از ذرات بارداری هستند که از خورشید به سوی لایه های زیرین جو زمین سرازیر می شوند و روشنی هایی را که کلا شفق های قطبی نام دارند پدید می آورند.

 

 نور های شمالی هنگامی شکل می گیرند که ذرات بارداری که از خورشید راهی زمین می شوند در بر خورد با میدان مغناطیسی این سیاره دچار فعل و انفعالاتی میشوند . شفق قطبی یا نور های قطبی ، به بهترین صورت از حدود عرض جغرافیایی دایره اقیانوس منجمد شمالی(یا منجمد جنوبی) دیده می شود. نور های قطبی بر اثر الکترون هایی که در طول خطوط نیروی میدان مغناطیسی زمین حلقه می زنند ، به وجود می آیند . این حلقه های الکترونی وارد جو زمین می شوند و باعث میگردند که گاز های رقیقی که در ارتفاعات بالای جو قرار دارند ، همانند نور لامپ فلور سنت بدرخشند.

 
 

 این الکترون ها عمدتا از خورشید می رسند و تعداد آنها عمدتا بستگی به فعالیت  خود خورشید دارد . وقتی سطح خورشید خیلی فعال باشد ، ما نور های قطبی بیشتری را مشاهده می کنیم تا زمانی که خورشید آرام تر است . نور قطبی می تواند شکل های مختلفی داشته باشد . بعضی وقت ها شبیه به پرده آویزان ، یا نور های متحرک یا پرده های نور است . رنگ آن نیز تغییر می کند ؛ ولی بیشتر مواقع دارای سایه سبز یا صورتی است . شفق ها مانند پرده های عظیم به طول صد ها کیلو متر از نور های رنگی هستند . در موارد نادر شفق قطبی ممکن است سراسر آسمان مرئی ، از افق تا سمت الراس را بپوشاند . شکل شفق قطبی سخت متاثر از میدان مغناطیسی زمین است . امتداد حرکت ذرات خورشیدی را ، در چندین هزار کیلومتر آخر ، میدان مغناطیسی زمین هدایت می کند.
+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هفتم آذر 1387ساعت 19:54  توسط تبسم  | 

                     

 

 

نیوتون فیزیکدان و ریاضی دان بزرگ انگلیسی در سال در گذشت گالیله به دنیا آمد. او به دلیل هوش سرشار خود در هفده سالگی به طور رایگان وارد دانشگاه کمبریج شد و به سرعت از استادان خود پیشی گرفت. در سال 1663 به دلیل همه گیر شدن بیماری طاعون ، نیوتون مجبور به ترک دانشگاه شد و در مدت 18 ماه که بیشتر مراکز اروپایی بسته بود ، نیوتون به خود سازی علمی خویش پرداخت. او در این مدت نظریه ذره ای نور ، قانون جاذبه عمومی و بسیاری از نظرات خود را پایه گذاری کرد.  نیوتون در ادامه کار های کپلو دلیل بیضی بودن مسیر سیاره ها را یافتو قانون جاذبه عمومی را کشف کرد .

 نیوتون حاصل پژوهش های خود را در کتابی به نام اصول ریاضی فلسفه طبیعی نوشت. این کتاب مشتمل بر قانون های نیوتون درباره حرکت است. نیوتون با استفاده از قانون جاذبه عمومی اثر ماه بر زمین را که به صورت جذر و مد ظاهر می شود ، شرح داد. نیوتون نخستین تلسکوپ بازتاب را ساخت. او با ساختن تلسکوپ و اهدای آن به انجمن سلطنتی انگلیس به عضویت این انجمن در آمد . از اکتشافات دیگر نیوتون تهیه منشور برای تجزیه نور بود که با آن طیف تشکیل دهنده نور سفید را مشاهده کرد.

+ نوشته شده در  سه شنبه پنجم آذر 1387ساعت 13:41  توسط تبسم  | 

 

الکساندرگراهام بل مخترع تلفن در ۳ مارس ۱۸۴۷ (۲۵ آوریل سال ۱۸۴۷) درشهر ادینبورگ اسکاتلند زاده شد وی اگر چه چندسالی بیش به مدرسه نرفت ولی با همت خودش و تلاش خانواده هم در دوران ابتدایی و هم در دوران متوسطه شاگرد ممتازی بود او تحصیلات کالج نداشت و از آنجا که پدر گراهام بل یعنی ملویل بل متخصص فیزیولوژی صدا، اصلاح گفتار و آموزش به ناشنوایان بود در همان دوران کودکی علاقه بل به شغل پدر در او پیدا شد و او تصمیم گرفت با شغل پدر امرار معاش کند.

 

درسال ۱۸۷۱ میلادی (۱۲۵۰ هـ.ش) الکساندر گراهام بل که درآن هنگام ۲۴ ساله بود دوبرادر خود را به خاطر سل ازدست داد و او خود از بیماری جان سالم به دربرد ودر همان سال به همراه پدر و مادر خود راهی شهر انتاریو کانادا شد، گراهام بل یکسال در کانادا با آسایش زندگی کرد ودوران نقاهت خود را سپری کرد.

 

درهمان سال الکساندر راهی ایالات متحده شدن چون نامه‌ای از خانم سارافولر، مدیر آموزشگاه ناشنوایان بوستن دریافت کرد که درآن نامه از او خواسته شده بود که شغل معلمی درآن آموزشگاه را بپذیرد و از آن پس بل هرروز به کلاس درس می‌رفت و روشهایی که از پدر خود برای آموزش ناشنوایان یادگرفته بود به کار می‌بست او در پایان روز آزمایش ارتعاش را با دیاپازنهای خود ازسر می‌گرفت، او دیاپازنهای خود را در اتاق خواب گذاشته بود و برروی آنها کار میکرد و معتقد بود که مساله ارتعاش مجهولات زیادی دارد او در این زمینه به مطالعه یکی از کتابهای مشهور هلموتز، فیزیکدان نامی آلمانی، به نام تئوری وظایف اعضاء مبنی بر مطالعه احساسات شنوایی پرداخت و در همین زمان یعنی در دهه هفتاد او در کارگاه برق چارلز ویلیامز که مرجع بسیاری از مخترعان بود با تامس واتسون آشنا شد.

 

واتسن درآن موقع فقط بیست سال داشت اما تا آن زمان به کارهای گوناگونی پرداخته بود مدرسه را در دوازده سالگی ترک کرد و از آن پس چندی به ظرفشویی ومدتی هم به پیشخدمتی پرداخته بود اما سرانجام به دلیل جاذبه شگفت برق به کارگاه ویلیام آمده بود او آدمی چابکدست و تیزهوش بود ودر نمونه سازی مهارت داشت از این رو مخترعان اورا خوب می‌شناختند آشنایی بل با واتسون به این صورت بود که بل روزی در حالیکه که تلگراف هارمونیک را دردست داشت ملاقات نمود و با او در زمینه بهتر کارکردن دیاپازن ‌ها و فرستادن چند پیام درآن واحد با یک رشته سیم صحبت کرد بل از واتسون خواست که او را در ساخت این دستگاه یاری نماید و واتسون هم قول داد تا آنجا که بتواند با آنها یاری برساند. از آن پس الکساندر و واتسن به آزمایش تلگراف هارمونیک دست زدند و آزمایشهای آنها پس از تعطیلی کارگاه آغاز می‌شد و آنها تا سرتاسر بهار سال بعد به هم کارکردند.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه چهارم آذر 1387ساعت 20:52  توسط تبسم  | 


خاك مريخ احتمالا داراي تركيبات سمي و خطرناك است!

اين تصوير بدون تاريخ ارائه شده توسط ناسا، خاك بردار برگردانده شده ي مريخ نشين ققنوس را در حالي كه نمونه هاي خاك را براي بازگرداني به مريخ آماده مي كند نشان مي دهد. مريخ نشين ققنوس ناسا نمك شيميايي واكنش پذيري را كشف كرده است كه اگر تاييد شود، پتانسيل وجود حيات را نامساعدتر از قبل خواهد ساخت.

دانشمندان در حال بررسي نتايج نمونه ي خاكي هستند كه هفته ها پيش تحويل دستگاه هاي علمي مريخ نشين نشين براي درك شيمي و كان شناسي خاك محل فرود داده شده بود.

 

در حدود ماه گذشته دو نمونه توسط آزمايشگاه شيمي رطوبتي آناليزور ريزبيني ،الكتروشيمي و رسانايي فضاپيما(يا به صطلاح مكا) مورد تجزيه و تحليل قرار داده است با اشاره بر اينكه يكي از اجزاي سازنده ي خاك، يون پركلرات است كه ماده اي بسيار اكسيد شونده مي باشد. تيم ققنوس منتظر نتايج تكميلي از آناليزور گرمايي و گاز آزاد شده يا همان تگا كه قابليت تشخيص پركلرات را نيز دارد،هستند. تگا مجموعه اي از كوره ها و آناليزورهايي است كه بخارهاي آزاد شده از اجزاي يك نمونه را استشمام مي كنند.

ناسا كنفرانسي تلفني را در 5 آگوست براي بحث درباره ي فعاليت هاي علمي اخير برگزار خوهد كرد.

تاييد وجود پركلرات و اطلاعات كمكي مهم است و بر دانشمندان مقدم تر ازخبر عمومي است. نتايج آزمايش يكشنبه ي تگا ،كه نمونه اي از خاكي كه به طور مستقيم ازبالاي لايه ي يخي برداشته شده بود را آزمايش كرد، اثري از اين تركيب نشان نداد.

پيتر اسميت دانشمند ارشد ماموريت ققنوس از دانشگاه آريزونا گفت:" واقعا شگفت انگيز است ،به هنگام  سنجش قبلي مواد سطح مريخ كه توسط تگا انجام شد ،وجود پركلرات منطقي بود ولي حتمي نبود."

دانشمندان در مركز عملياتي ققنوس واقع در دانشگاه آريزونا بسيار دقيق اطلاعات اين ابزار را براي تهيه ي نسبت اجزاي خاك مريخ مورد بررسي قرار مي دهند.

 

 

ما وقف دنبال كردن فرآيند علمي سختي شده ايم. هنگامي كه ما فرآيند و پردازشمان را به روي اين نمونه ها كامل نكرده ايم ،نتايج متوسط جالبي داريم. نخستين تجزيه و تحليل هاي تگا، اشاره به خاك زمين مانند داشت. تجزيه و تحليل هاي بعدي خاكي بي شبيه به زمين از لحاظ سيماي ساختاري را آشكار ساخته است.

گروه همچنين به طور كلي درحال مبرا ساختن هرگونه احتمال درخصوص اين كه تشخيص پركلرات تحت تاثير منابع زميني كوچ كرده از فضاپيما هم درون نمونه ها هم درون وسايل هستند.

باري گلداستين مدير پروژه در آزمايشگاه رانش جت ناسا واقع در پاسادناي كاليفرنيا گفت:"هنگامي كه اين نتايج شگفت انگيز حاصل شده اند، ما مي خواهيم فرآيندهاي كنترل آلودگي وسيع قبل از پرتاب را بازنگري قرار داده و مطمئن شويم."

از هنگام فرود در 25 مي، ققنوس در حال مطالعه بر روي خاك مريخ با آزمايشگاه شيمي رطوبتي مكا ، دو ميكروسكوپ و يك كاوشگر رسانايي ،كوره هاي تگا و دو دوربين است.

آزمايشگاه روباتيك شيمي رطوبتي مكا، محلول هاي شيمي درون خاك را بوسيله ي آميختن خاك با يك محلول مبتني بر آب با شناساگرهاي متعددي كه از زمين آورده شده است. درون هر سلول بشر 26 حسگر وجود دارد كه اطلاعاتي درباره ي اسيدي يا بازي بودن و غلظت عناصري همانند كلر ويا پركلرات مي دهد. بشر همچنين مي تواند غلظت منيزيوم ،كلسيوم و پتاسيم را نيز كه توانايي تشكيل نمك هاي انحلال پذير را در آب دارند را نيز دارد.

با ادامه ي نتايج و وضعيت خوب فضاپيما، ماموريت تا 30 سپتامبر تمديد شده است. ماموريت اصلي در اواخر آگوست پايان مي يابد. تمديد ماموريت 5 هفته به مدت زمان ماموريت اصلي مي افزايد.

 

* منبع مقاله: http://www.physorg.com/news137128096.html 

با تشکر از آقای علی رشتی

+ نوشته شده در  دوشنبه چهارم آذر 1387ساعت 19:54  توسط تبسم  | 

 

برندگان جایزه نوبل

در سال 1901 اولین جایزه نوبل فیزیك به ویلهلم رونتگن برای كشف اشعه ی ایكس اهدا شد . 

امسال Yoichiro Nambu  آمریكایی با اصلیت ‍ژاپنی وMakoto Kobayashi وToshihide Maskawa از ژاپن برندگان جایزه نوبل فیزیك هستند .این فیزیك دانان بر روی نا متقارن بودن ماده وضد ماده تحقیقاتی داشته اند .این مباحث در مورد ذرات ریزاتمی در فیزیك مطرح است . اساس همین نظریه است كه منشا پیدایش جهان را حدس می زنند .

 

 

با تشکر از ازیتا سید فدائی

+ نوشته شده در  دوشنبه چهارم آذر 1387ساعت 19:49  توسط تبسم  | 

 

نیروگاه شناور به عنوان راهکار جدیدی برای تولید برق از انرژى امواج خروشان دریا مورد استفاده قرار خواهد گرفت.



به گزارش ایسنا، سرمایه‌گذاران بزرگى مانند شرکت آمریکایى جنرال الکتریک و شرکت نروژى نورسک هیدرو یکى از مطرح‌ترین کنسرسیوم‌های‌ نفت و گاز اروپا، روى این طرح سرمایه گذارى کرده‌اند. نخستین نیروگاه شناور، تابستان امسال در شرق اقیانوس آتلانتیک، نزدیکى سواحل پرتقال نصب شده است.

خبرگزاری آلمان در گزارشی با بیان این‌پرسش‌ که تا چند وقت دیگر نفت و گاز و سوختهاى فسیلى در اختیار داریم و پس از تمام شدن انرژى فسیلى چه خواهیم کرد؟ تاکید کرده است که
هر چند استفاده از انرژى هسته‌اى همچنان به عنوان یک گزینه مطرح است، اما در نهایت ذخیره اورانیوم هم تمام شدنى است.

پس از طرح موفق نیروگاه‌هاى بادى، دانشمندان اروپایى در نظر دارند انرژى امواج خروشان دریا را به برق تبدیل کنند. چندى پیش 12 کشور اروپایى پیمانى به نام «تبدیل انرژی آب‌ها» امضا کرده‌اند؛ در حال حاضر این کشورها در این زمینه تحقیق مى‌کنند.

طرح‌هاى متفاوتى براى عملى کردن این ایده، یعنى استفاده از انرژى امواج دریا در دست بررسى است. در این میان طرح نیروگاه شناور که به تازگى توسط شرکت اسکاتلندی «اوشن پاور» ارائه شده، توجه سرمایه‌گذاران بزرگ را به خود جلب کرده است.

نیروگاه شناور که در مرحله آزمایشى موفق بوده است، نیروگاهى است که نیروى امواج دریا را به انرژى برق تبدیل مى‌کند و سرمایه‌گذاران بزرگى روى این طرح سرمایه گذارى کرده‌اند.

«دیوید لیندلای»، مهندس انگلیسى و یکى از طراحان نیروگاه، پروژه را این‌طور تعریف مى‌کند: « چهار برگه کالباس را تصور کنید که روی سطح آب شناورند، ببینید وقتی موج به قسمت جلویی این ورقه‌ها مى‌خورد‌، ورقه‌ها تا مى‌شوند و بالا مى‌روند. »

البته لیندلای سعی مى‌کند طرح را تا جایی که ممکن است ساده توضیح دهد. آنچه که او به ورقه‌های کالباس تشبیه مى‌کند، میله‌هایى از جنس فولاد و به طول 30 متر هستند که از وسط تا مى‌شوند. این میله‌ها درون سیلندرهاى مخصوصى قرار مى‌گیرند که مثل واگن‌های قطار‌، چهارتایى به هم متصلند. امواج دریا میله‌هاى فولادى را بالا و پایین مى‌کند. در اصل مثل این است که پا را از زانو جمع و دوباره دراز کنید و به این ترتیب از این بالا و پایین شدن مداوم، انرژی تولید مى‌شود.

بقیه در ادامه مطلب، حتما بخونید


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه چهارم آذر 1387ساعت 19:47  توسط تبسم  | 

 <نور، صدا، صاعقه> 

نوري خيره کننده و صدايي مهيب و کوبنده; معمولا اين ها تنها شاخصه هايي هستند که ما از پديده اي به نام «صاعقه»، که حتما شما هم تا به حال به خاطر آن وحشتزده از خواب بيدار شده  و يا اگر هم خواب نبوده ايد، حسابي يکه خورديد، مي شناسيم. اسم هايي که ساکنان مناطق مختلف روي اين پديده گذاشته اند نيز اغلب برگرفته از همين دو محصول «صاعقه» است; مثلا شيرازي ها مي گويند; «غره تراق»، تهراني ها; «رعد و برق»، افغاني ها; «تانا»، اروپايي ها; «تندر»و... اما به راستي ماهيت اصلي اين نورخيره کننده و صداي مهيب و کوبنده يا همان «صاعقه» چيست و چگونه رخ مي دهد؟در پاسخ به اين سوال ها بايد گفت که انسان ها در طول تاريخ، به دليل عدم آگاهي علمي از پديده هاي طبيعي، بعضا تعاريف عجيب و غريب و به اصطلاح امروزي خرافي بسياري در اين رابطه ها ارائه کرده اند، که درباره «صاعقه» نيز صدق مي کند.

 

اما پاسخي که امروزه علم مدرن درباره اين پديده طبيعي به ما ارائه مي کند، چنين است: «هنگام طوفان يا حرکت بادهاي بزرگ، بار الکتريکي زيادي در ابرها ذخيره مي شود و به اصطلاح ابرها باردار مي شوند. بدين ترتيب ابر تبديل به يک منبع انرژي بسيار عظيم مي شود که بر فراز آسمان در حرکت است. اين ذخيره انرژي آنقدر ادامه پيدا مي کند تا ابر از انرژي الکتريکي اشباع شده و در اولين فرصت ممکن، انرژي خود را تخليه مي کند. معمولا بهترين محل براي اين تخليه زمين است، زيرا زمين آنقدر بزرگ است که هرگز از الکتريسيته اشباع نمي شود. بنابراين ابر ابتدا هواي اطراف خود را با «يونيزه کردن» مستعد عبور جريان برق کرده، سپس انرژي خود را از ميان هواي يونيزه شده عبور داده و در زمين تخليه مي کند. و بدين ترتيب وقتي بار الکتريکي انباشته شده در ابرها، تخليه مي شود و به صورت يک قوس الکتريکي به زمين برخورد مي کند; صاعقه اتفاق مي افتد.» «صاعقه»، يکي از قدرتمندترين، خطرناک ترين و عجيب ترين پديده هاي طبيعي است. پديده اي با ميلياردها «وات» انرژي و اثراتي متعدد و باورنکردني مانند; توليد هزاران درجه حرارت، توليد گازهاي مسموم، ايجاد امواج نيرومند و... «صاعقه»، ويژگي هاي منحصربفردي دارد که آنها را در هيچ رخداد طبيعي ديگري نمي توان يافت. ويژگي هايي که عمدتا از الکتريسيته خاص صاعقه نشات مي گيرند.

 مهم ترين اين خصوصيات عبارتند از: «ولتاژ صاعقه»، «جريان صاعقه»، «قدرت صاعقه»، «سرعت صاعقه» و «دفعات تکرار صاعقه.»

ولتا ژ صاعقه
«ولتا ژ صاعقه»، معمولا بين 10تا20ميليون ولت در نوسان است و بعضا تا يکصدميليون ولت هم افزايش پيدا مي کند. بزرگي اين رقم وقتي بهتر درک مي شود که آن را با برق شهر(220 ولت) مقايسه مي کنيم. به عبارت ديگر ولتا ژ صاعقه آنقدر زياد است که مي تواند بر مقاوت بسيار زياد هوا در برابر عبور جريان برق، غلبه کرده و از آن بگذرد!

بقیه متن را در ادامه مطلب بخوانید


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه چهارم آذر 1387ساعت 19:42  توسط تبسم  | 

همون طور که میدونید:به وسیله ای که میزان گرمی و سردی اجسام را مشخص میکند دماسنج میگوییم.حالا انواع دماسنج ها رو با هم بررسی میکنیم.

 

ترمومتر پزشکی = این دماسنج برای اندازه گیری درجه حرارت بدن استفاده میشود. به علت اینکه دمای بدن انسان 37 درجه سانتی گراد است،این دماسنج از 33 تا42 درجه سانتی گراد درجه بندی میشود. به جهت این که با جدا شدن ترمومتر از بدن انسان و برخورد با حرارت یا برودت محیط ،جیوه درون آن تغییر مکان ندهد،خمیدگی را در انتهای لوله در نزدیکی مخزن قرار داده اندو هنگام مصرف از آن چند بار ترمومتر را با شدت تکان میدهند. تا جیوه به نقطه اولین خود برگردد.

پیرو متر یا ترمو الکتریک =اساس کار این ترمومتر این است که اگر فصل مشترک دو سیم فلزی مختلف را حرارت دهیم،جریان برق در آن ها برقرار میشود. . اثبات این که هر چه درجه حرارت زیاد تر شود،شدت جریان حاصل نیز بیشتر خواهد شد و با اندازه گیری شدت جریان ،درجه حرارت را مشخص میکند. به وسیله یک «میلی آمپر متر» امکان پذیر است . این وسیله را گالیله ،دانشمند ایتالیایی به سال 1597اختراع کرده و سپس امروزه تکامل یافته است.

دماسنج گازی= این دماسنج دارای حبابی از شیشه ،چینی ، کوارتز ، پلاتین که به وسیله ی یک لوله مویین به فشار سنج جیوه ای متصل است،میباشد.

دماسنج مایعی= این دماسنج که نوع بسیار رایج دماسنج است و بسیار مورد استفاده قرار می گیرد را به نام انواع جیوه ای و الکلی آن می شناسیم . ساختار این دماسنج از یک مخزنمایع و یک لوله مویین استکه مایع درون مخزن در اثر انبساط از آن لوله بالا میرود و دمای جسم را نشان میدهد . دماسنج جیوه ای گستره ای بین 8و 315درجه سانتی گراد دارد اما اگر فضای بالای سطح جیوه را از ازت پر نمایید،میتوان تا دمای 538 درجه از آن استفاده نمود.

دماسنج انبساط سیال=اساس کار آن این است که با افزایش دما ،فشار درون حباب که میتواند محتوی مایع،گاز یا بخار باشد بالا میرود و توسط فشار سنج اندازه گیری می گردد. طول لوله مویین میتواند تا 60 متر باشد اما این مقدار بر دقت اندازه گیری دما تاثیر می گذارد .

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و نهم آبان 1387ساعت 12:30  توسط تبسم  | 

تصویر:Thomas Edison.jpg

 

 

 ادیسون در سنین یری س از کشف چراغ برق یکی از ثروتمندان آمریکا به شمار می رفت . او درآمد سرشارش راتمام و کمال در آزمایشگاه مجهزش که ساختمان بزرگی بود هزینه می کرد . این آزمایشگاه بزرگترین عشق پیر مردبود . هر روز اختراعی جدید در آن شکل میگرفتتا آماده بهینه سازی و ورود به بازار شود . در همین روز ها بود که نیمه های شب از اداره آتش نشانی به پسر ادیسون اطلاع دادندآزمایشگاه پدرش در آتش میسوزد و حقیقتا کاری از دست کسی بر نمی آید و تمام تلاش ماموران فقط برای جلوگیری از گسترش آتش به بقیه ساختمان هاست. آن ها تقاضا داشتند که موضوع به نحو قابل قبولی به اطلاع پیر مرد رسانده شود. پسر با خود اندیشید که احتمالا پیر مرد با شنیدن این خبر سکته میکندو لذا از بیدار کردن پیر مرد منصرف شد و خودش را به محل حادثه رساند و با تعجب دید که پیر مرد در مقابل ساختمان آزمایشگاه روی صندلی نشسته است و سوختن حاصل تمام عمرش را نظاره میکند . تصمیم گرفت جلو نرود و پدر را آزار ندهد.Pat on the head

 

 او می اندیشید که پدر در سخت ترین شرایط عمرش به سر میبرد. ناگهان پدر سرش را بر گرداند و پسر را دید و با صدای بلند و سر شار از شادی گفت :«پسر تو اینجایی؟میبینی چقدر زیباست . رنگ آمیزی شعله ها را میبینی ؟حیرت آور است . من فکر میکنم آن شعله های بنفش به علت سوختن گوگرد در کنار فسفر به وجود آمده است. وای خدای من خیلی زیباست . کاش مادرت هم اینجا بودو این منظره زیبا را میدید. کمتر کسی در طول عمرش امکان دیدن چنین منظره زیبایی را خواهد داشت . نظر تو چیه پسرم؟پسر حیران و گیج جواب داد:«پدر تمام زندگی ات در آتش میسوزد و تو از زیبایی رنگ شعله ها صحبت می کنی ؟من تمام بدنم دارد میلرزد و تو خونسرد نشسته ای . پدر گفت :«پسرم از دست من و تو که کاری بر نمی آید و ماموران هم که تمام تلاششان را میکنند. در این لحظه بهترین کار لذت بردن از نتظره ایست که دیگر تکرار نخواهد شد . در مورد آزمایشگاه هم فردا فکر میکنی. توماس الوا ادیسون سال بعد مجددا در آزمایشگاهش مشغول کار بود و همان سال یکی از بزرگترین اختراع بشریت را تقدیم جهان نمود . آری او گرامافون را درست یک سال بعد از آن ماجرا اختراع نمود. Educated

 

+ نوشته شده در  شنبه هجدهم آبان 1387ساعت 20:14  توسط تبسم  | 

سلام به همه ی کسانی که فیزیک رو دوست دارن و دوست دارن در مورد اون بیشتر بدونن.

این وبلاگ هم همونطور که از اسمش پیداست(physic) مربوط به همین بخش میشه.Roll Eyes (Sarcastic)

امیدوارم شما با نظراتتون کمکم کنید تا وبلاگ خوبی داشته باشم.Read Report

+ نوشته شده در  چهارشنبه پانزدهم آبان 1387ساعت 14:41  توسط تبسم  |